عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
112
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
بر اسب و شتر و پياده در ستيز با تو تاختم ، سپس از بيم تو به نجران گريختم و قصد داشتم هيچگاه به اسلام نزديك نشوم ، آنگاه خداوند نسبت به من اراده خير فرمود و محبت اسلام را در دلم افكند و متذكر گمراهى خود شدم كه چيزى را پرستش مىكنم كه براى هيچ خردمندى سود ندارد ، سنگى پرستش مىشود و براى آن قربانى كنند كه نمىفهمد چه كسى او را عبادت مىكند و چه كسى عبادت نمىكند . پيامبر ( ص ) فرمود سپاس خداوندى را كه تو را به اسلام هدايت فرمود ، همانا اسلام گذشته خود را مىپوشاند . و چون ابن زبعرى مسلمان شد اين ابيات را سرود : « اندوهها در اين شب پر از نگرانىها و تاريك مانع خواب شده است . از اين خبرى كه به من رسيده است ، كه احمد مرا سرزنش كرده است همچون شخص تبدار شبزندهدارم . اى بهترين كسى كه ناقه تيزرو و باريكاندام او را بر پشت خود حمل كرده است . من از آنچه كه در گمراهى و سرگردانى نسبت به تو انجام دادهام پوزش مىخواهم . روزگارانى كه قبيله سهم و مخزوم مرا به برداشتن گامهاى گمراهى فرمان مىدادند . امروز دل من به محمد پيامبر گرويده است و آنكس كه اين را خطا بشمرد محروم است . دشمنى از ميان رفت و اسباب آن سپرى شد و انگيزههاى خويشاوندى و خوابهاى خوش برانگيخته شد . پدر و مادرم هردو فداى تو باد ، از لغزشهاى من درگذر كه بر تو رحمت شده است و خود مهربانى . از دانش پروردگار بزرگ بر تو نشانههايى است ، پرتوى بسيار درخشان و خاتمى كه نشان ختم نبوت است . خداوند ضمن محبت به تو برهان خويش را براى شرف به تو ارزانى فرموده است و برهان خداوند بس بزرگ است . و همانا گواهى مىدهم كه آيين تو راست و بر حق و خود ميان بندگان ، بزرگ و برومندى . و خداوند گواهى مىدهد كه احمد برگزيده و ميان افراد صالح ، بزرگوارى است كه موردنظر است . سرورى كه بنياد او از هاشم برترى يافته و درختى است كه ريشه و شاخهاش در برترى است » . « 41 »
--> ( 41 ) . داستان ابن زبعرى و اشعار حسان را واقدى به همين تفسير و بدون اختلاف در مغازى ، ص 648 آورده است . -